تبلیغات
علمدار جبهه - مطالب ابر امام حسین
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
ویژه نامه پایگاه علمدار جبهه
علمدار جبهه
» یاران ناب
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه ای از یاران و مومنان ناب شیعه در این مجوعه به نمایش گذاشته میشود تا کمکی باشد برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بزرگان شیعه . هدف از تاسیس این بخش این است تا بدانیم که بزرگان شیعه اشخاصی همچون مالک اشتر؛سلمان فارسی؛عمار یاسر و... چگونه به این مقام والا رسیده اند.جهت اطلاع از آخرین مطالب این بخش در خبرنامه عضو شوید.
آرشیو کامل
حمایت از علمدار جبهه
پایگاه فرهنگی و مذهبی علمدار جبهه
 
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث(020):
خشم هم‏نشین بسیار بدى است: عیب‏ها را آشكار، بدى‏ها را نزدیك و خوبى‏ها را دور مى‏كند.(حضرت امیر(ع))


مردی در حضور امام حسین (ع) بود و به آن حضرت عرض کرد:«من از شیعیان شما هستم.»
سید الشهدا(ع) به او فرمودند :«از خدا بترس ؛ ادعای چیزی نکن که خداوند به تو بگوید دروغ میگویی و ادعای دروغ مینمایی ؛ شیعیان ما کسانی هستند که قلب هایشان از هرگونه حیله و نیرنگ و ترفند ؛ پاک و سالم است ؛ اگر غیر از این است میتوانی بگویی که من از دوستان و دوستداران شما هستم نه از شیعیان.


مربوط به موضوع : شیعه ی واقعی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 07:00 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (006):
جدم حسین بن علی(ع) رکوع و سجودش طولانی بود.(حضرت امام مهدی(عج))

امام حسین(ع) نماز میخواند ؛ مردی از جلوی او عبور کرد ؛ یکی از یاران حضرت (ع) او را از این کار بازداشت .
چون سید الشهدا (ع) از نماز فارغ گشتند پرسیدند :«چرا او را نهی کردی؟»
عرض کرد :«ای فرزند رسول اکرم(ص) ؛ میان شما و محراب آشفتگی پدید می آورد.»
حضرت فرمودند :«وای بر تو! خدای متعال به من نزدیک تر از آن است که کسی میان من و او آشفتگی ایجاد کند.


مربوط به موضوع : مطالب خواندنی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 12:54 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (003):
شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال.(امام علی(ع))


پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) میگوید :«کسالت شدیدی بر من عارض شد و پزشکان از مداوای بیماری من ناتوان شدند . در آن هنگام پدرم , اندکی از تربت حضرت سید الشهدا(ع) به کامم ریخت و خود از کنار بسترم دور شد . در آن حالت دیدم که به سوی آسمان میروم کسی که به سپیدی می درخشید همراهم بود . چون که بالاتر رفتیم ناگهان دیگری از بالا فرود آمد و به همراه من گفت :« روح این شخص را به بدنش بازگردان ؛ زیرا که به تربت حضرت سید الشهدا(ع) استشفاء کرده اند.» در آن هنگام به همراه آن دو شخص نورانی به زمین بازگشتم . هنگامی که به هوش آمدم ؛ اثری از بیماری در من نبود.


مربوط به موضوع : مطالب خواندنی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 10:41 .:. نظرات()
طراحی اختصاصی