علمدار جبهه مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه http://alamdarejebhe.ir 2018-08-19T16:24:01+01:00 text/html 2014-01-26T13:14:05+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی امام حسین سید الشهداست. http://alamdarejebhe.ir/post/27 <font size="1"><b>بسم الله الرحمن الرحیم</b><br></font><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث (025)</b></font>:<br>حسین از من است و من از حسین.(<font color="#CC0000">حضرت رسول اکرم(ص)</font>)</font><br><hr>اگر قرآن سید الکلام است ، <b>امام حسین سید الشهداست</b>.<br>اگر در صحیفه ی سجادیه درباره قران میخوانیم : «و میزان القسط» امام حسین (ع) میفرمایند :«امرت بالقسط».<br>اگر قرآن موعظه ی پروردگار است ؛ «موعظة من ربکم» ؛ امام حسین (ع) در عاشورا فرمود :«عجله مکنید تا شما را به حق موعظه کنم»<br>اگر قرآن مردم را به رشد هدایت میکند ؛ «یهدی الی الرشد» ، امام حسین (ع) نیز میفرمایند :« من شما را به راه رشد دعوت میکنم»<br>پیامبر فرمود و قرآن از علی است و علی از قرآن چرا که پیامبر میدانست که این دو « امام , قرآن » هر دو به یک راه هدایت میکنند این رابطه نه تنها درباره ی امیرالمومنین صادق است بلکه در رابطه با تمامی ائمه صدق میکند.<br>راه امام حسین راه قرآن کریم است ...<br><font size="1">شاید ادامه داشته باشد ...</font><br> text/html 2014-01-18T20:09:59+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی برادر خرازی شما جلو بایستید http://alamdarejebhe.ir/post/26 <b><font size="1">بسم الله الرحمن الرحیم</font></b><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث (024)</b></font>:<br>خداوند عدل را برای پیراستن دلها قرار داده است.(<font color="#CC0000">حضرت فاطمه زهرا&nbsp; (س)</font>)</font><br><hr><div align="justify">اون شب به سنگر ما اومده بود تا شب رو اونجا بخوابه ما هم نمیشناختیمش وقت خواب بهش گفتیم:«پتو نداریم!» ، حاج حسین هم با آرامی گفت :«اشکالی نداره برادرا.»<br>بعدشم یه برزنت زیر خودش انداخت و خوابید.<br>صبح وقت نماز فرمانده گردان اومد و دست حسین رو گرفت و گفت :«<b>برادر خرازی شما جلو بایستید</b>»<br>تازه اون موقع فهمیده بودیم که اون حسین خرازی ، فرمانده لشکر بود ...<br></div> text/html 2014-01-16T08:52:33+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی خدایا زیبا کن جمالش را http://alamdarejebhe.ir/post/25 <b><font size="1">بسم الله الرحمن الرحیم</font></b><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث (023)</b></font>:<br>گشتم و گشتم سخنی بهتر از صلوات بر محمد و آل محمد نیافتم.(<font color="#CC0000">حضرت آیت الله بهجت (ره)</font>)</font><br><hr><div align="justify">قتاده بن النعمان که از حاضرشدگان در جنگ های بدر و احد بود ، در جنگ احد زخمی به چشمش رسید که از حدقه بیرون آمد.<br>به نزد رسول الله «ص» امد و عرض کرد :«یا رسول الله ، زنی نیکو دارم که خیلی دوست میدارمش و او نیز مرا خیلی دوست میدارد ولی سخت مکروه میدارم که مرا با این چشم آویخته ملاقات کند.»<br>حضرت پیامبر«ص» چشم او را به جای خود گذاشت و فرمود:«<b>خدایا زیبا کن جمالش را</b>.»<br>سپس چشم او از اول هم نیکوتر شد.<br></div> text/html 2014-01-06T12:20:08+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی امام علی «ع» :: قسمت اول http://alamdarejebhe.ir/post/24 <div align="justify"> <font size="1"><b>بسم الله الرحمن الرحیم</b><br></font></div><hr align="justify"><div align="justify"><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث (022)</b></font>:<br>و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد (و در «لیلة المبیت» در بستر پیغمبر میخوابد»؛ و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است‏.(<font color="#CC0000">قرآن کریم :: بقره 207</font>)</font><br></div><hr align="justify"><div align="justify">سلام<br>امروز در ویژه برنامه یاران ناب به یکی از بهترین همراهان حضرت رسول اکرم میپردازیم ، کسی که تا آخرین قطره خون همانند رسول اکرم زندگی میکرد ، کسی که آنقدر غرق در مناجات میشد که هنگام نماز تیر از پایش میکشیدند و او نمیفهمید ، کسی که از بهترین خلائق بود . امروز به اندازه فهم خود و درک خود (که بسیار ناچیز و کم است) شخصیت بلند مرتبه ای همچون حیدر کرار ، مولای متقیان ، علی«ع» را مورد بررسی قرار میدهیم و ثوابش را به شهید حسین خرازی هدیه میکنیم.<br>از ابتدا آغاز کنیم که امام علی در داخل خانه کعبه چشم به دنیا گشود و در خانه ی دیگر خدا یعنی مسجد از این دنیا رفت و چه سعادتی بیشتر از این ؟؟؟<br>سعادتی که حضرت عیسی «ع» به آن نرسید چرا که خداوند هنگام متولد شدن عیسی به مادرش مریم فرمود که «<b>أُخْرُجِى عَنِ الْبَیْت فَإِنَّ هَذِهِ بَیْتُ الْعِبَادَةِ لاَ بَیْتُ الْوِلادَةِ</b>» (به این معنی که ؛ از این خانه (مسجد؛بیت المقدس) بیرون برو که اینجا مکان عبادت است نه ولادت) ولی در عوض به حضرت فاطمه بنت اسد دستور رسید که یا فاطمه داخل شو به این خانه و حضرت فاطمه بنت اسد داخل شدند و پس از سه روز با فرزندی زیبا و خوش سیما از آن خارج گشتند.شاید خدا در این عمل حکمتی دارد که شاید با چندی حدیث گردی بتوان آن را یافت که پیغمبر (ص) فرمودند :: ذکر و نام علی عبادت است یا چند خط قبل برگردیم که خدا به مریم دستور داد این مکان جای عبادت است نه ولادت شاید منظورش این باشد که اینجا مخصوص به دنیا امدن علی است نه کس دیگر و معنای دیگری میدهد که ، در علی و عبادت فرقی نیست ...<br></div><div align="left">بر مشاهده کامل این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید<br></div> text/html 2013-12-31T14:22:43+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی از پدرم درباره ی نشستن پیامبر (ص) پرسیدم http://alamdarejebhe.ir/post/23 <font size="1"><font color="#CC0000"><b>بسم الله الرحمن الرحیم</b></font><br></font><hr><font size="1"><b><font color="#CC0000">حدیث(021)</font></b>:<br></font><div align="justify"><font size="1">آن کلمه که بر اهل تقوی لازم شده علی است که هر کس اورا دوست بدارد مؤمن و هرکس او را دشمن بدارد کافر و هرکس ولایت او را رها نماید گمراه و هر کس ولایت او را انکار کند مشرک است.(<font color="#CC0000">حضرت رسول اکرم(ص)</font>)</font><br></div><hr><div align="justify">روزی روزگاری سید الشهدا(ع) با پدر بزرگوارشان نشسته بودند که سید الشهدا(ع) سوال هایی را درباره سبک زندگی رسول اکرم(ص) از مولا ؛ امیرالمومنین پرسیدند که این سوال در کتاب سنن النبی حضرت علامه طباطبایی (ره) به اینگونه شرح شده است.<br>امام حسین(ع) می فرمایند:« <b>از پدرم درباره ی نشستن پیامبر (ص) پرسیدم</b> ؛ امیرالمومنین پاسخ دادند :«در هیچ جایی نمی نشست و بر نمی خاست مگر با یاد و ذکر خدا و جای مخصوص برای خود انتخاب نمی فرمود و از این کار نهی میکرد و هرگاه جایی وارد می شد ؛ هر جا که خالی بود می نشست و به اصحاب خود نیز دستور میداد که چنین کنند.»<br></div> text/html 2013-12-30T03:30:00+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی شیعیان ما کسانی هستند که http://alamdarejebhe.ir/post/22 <font color="#CC0000"><b><font size="1">بسم الله الرحمن الرحیم</font></b></font><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث(020)</b></font>:<br>خشم هم‏نشین بسیار بدى است: عیب‏ها را آشكار، بدى‏ها را نزدیك و خوبى‏ها را دور مى‏كند.(<font color="#CC0000">حضرت امیر(ع)</font>)</font><br><hr><div align="justify">مردی در حضور امام حسین (ع) بود و به آن حضرت عرض کرد:«من از شیعیان شما هستم.»<br>سید الشهدا(ع) به او فرمودند :«از خدا بترس ؛ ادعای چیزی نکن که خداوند به تو بگوید دروغ میگویی و ادعای دروغ مینمایی ؛ <b>شیعیان ما کسانی هستند که</b> قلب هایشان از هرگونه حیله و نیرنگ و ترفند ؛ پاک و سالم است ؛ اگر غیر از این است میتوانی بگویی که من از دوستان و دوستداران شما هستم نه از شیعیان.<br></div> text/html 2013-12-29T16:24:37+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی حاج حسین هم سیلی محکمی نثارش میکنه http://alamdarejebhe.ir/post/21 <font color="#CC0000"><b><font size="1">بسم الله الرحمن الرحیم</font></b></font><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث(019)</b></font>:<br>هر بلایی که بر سرمان میاید از نا فرمانی خداست.(<font color="#CC0000">شهید حاج حسین خرازی(ره)</font>)</font><br><hr><div align="justify">گردان ما باید در مرحله ی دوم عملیات کربلای 5 وارد عمل میشد و خطی رو که شب پیش شکسته بودند رو دست میگرفت.<br>من گردان رو روی دژی مستقر کردم و برای شناسایی رفتم و وقتی برگشتم ؛ قرار بود با حاجی جلسه ای داشته باشیم . یکی از بچه ها تعریف کرد ؛ یکی از فرمانده گروهان ها نیروهاش رو خوب استتار نکرده بود و اگر هواپیماهای عراقی می اومدند تلفات خیلی زیادی از اون گروهان میگرفتند .<br>حسین خرازی در حال عبور از اونجا ؛ با مشاهده این وضع فرمانده گروهان رو صدا میزنه و از اون توضیح میخواد ؛ وقتی فرمانده گروهان توضیح غیرقابل قبولی نمیتونه بده <b>حاج حسین هم سیلی محکمی نثارش میکنه</b>.<br>هنوز جلسه شروع نشده بود که حاج حسین رفت سراغ فرمانده گروهان ؛ در اغوشش گرفت و بوسید و طلب حلالیت و دلجویی کرد ؛ با اینکه کوتاهی او ممکن بود منجر به شهادت عده کثیری از رزمنده ها بشه اما باز حاج حسین رفت و از اون حلالیت گرفت.<br>یه ساعت بعد ؛ وقتی با اون فرمانده گروهان صحبت کردم به من گفت :«ای کاش میشد حسین آقا هر روز یه تو گوشی به من بزنه و اون حرکت بعدی که بغلم کرد رو هم داشته باشه ؛ اون لحظه ای که منو توی اغوش خودش کشید و بوسید نوازشم کرد ؛ اونقدر برام شیرین بود که دوست دارم همیشه از حسین یه سیلی بخورم.»<br></div> text/html 2013-12-28T18:29:43+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت http://alamdarejebhe.ir/post/20 <b><font size="1">بسم الله الرحمن الرحیم</font></b><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث(018)</b></font>:<br><span id="bodyHolder_newstextDetail_nwstxtBodyPane">اولین کسی که داخل بهشت می‌شود، فاطمه است</span>.(<font color="#CC0000">حضرت رسول اکرم(ص)</font>)</font><br><hr><div align="justify">روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد و درخواست کمک کرد.پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (سلام الله علیها) راهنمایی کرد.پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفت و از ایشان کمک خواست.حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنوز در میان اصحاب نشسته بود که پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله)، فاطمه (سلام الله علیها) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم.پیامبر (صلی الله علیه و آله) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (صلی الله علیه و آله) گردن بند را از پیرمرد خرید.عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تقدیم کن ، خودت را هم به او بخشیدم.پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید.غلام نزد فاطمه (سلام الله علیها) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید.حضرت فاطمه (سلام الله علیها) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد <b>و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت</b>. </div> text/html 2013-12-28T12:07:56+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی و لا الضّالّین http://alamdarejebhe.ir/post/19 <div align="justify"><font size="1"><b>بسم الله الرحمن الرحیم</b><br></font><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث (017)</b></font>:<br><span class="text-content-asli">خداى عزوجل آنكس كه میان جمعى شوخى و خوشمزگى كند دوستش ‍ دارد در صورتیكه فحشى نباشد.(<font color="#CC0000">امام محمد باقر(ع)</font>)</span></font><br><hr>مرحوم شیخ جعفر کبیر؛هر شب پس از نیمه شب به نماز شب می ایستادن و اهل خانه را نیز برای نماز شب از خواب بیدار می نمود.یکی از فرزندان ایشان به نام شیخ محمد حسین چنین نقل میکند:«من طفل بودم ؛ پدرم نصف شب درب اتاق مرا زد تا مرا برای نماز شب بیدار نماید.من چون در خواب شیرین بودم و برخاستن برای نماز شب برایم سخت بود ؛ تا صدای در را شنیدم در میان بستر با صدای بلند گفتم:«<b>و لا الضّالّین</b>» پدرم هم گمان کرد که مشغول خواندن نماز شب هستم لذا مرا رها کرد و رفت و من هم خوابیدم.<br></div> text/html 2013-12-26T12:43:34+01:00 alamdarejebhe.ir خادم حاج حسین خرازی كاری به خط و خط‌ بازی‌ها نداشته باشید http://alamdarejebhe.ir/post/18 <div align="justify"><b>بسم الله الرحمن الرحیم</b><br><hr><font size="1"><font color="#CC0000"><b>حدیث(016)</b></font>:<br>آن کس که از روزگار آموخت هرگز فریب جهانیان را نخواهد خورد.(<font color="#CC0000">امام حسن مجتبی(ع)</font>)</font><br><hr>یه بار از ایشون درباره حزب و مسئولین و مقام های سیاسی و ... سوال میکردم که ایشون «حاجی» جواب دادند :«<b>كاری به خط و خط‌ بازی‌ها نداشته باشید</b> ؛ ببینید امام چه می‌گوید ، مسیر امام كدام است ؛ اگر قبول دارید امام ولی فقیه هستند كه مسلماً هستند ، پس ما باید با او باشیم ؛ در خط ایشون باشیم ؛ هرچه گفت بپذیریم ، هركه را انتخاب كرد قبول كنیم ؛ اگر نماینده‌ای را برای منطقه‌ای برگزید ، مطیع نماینده او باشیم.»</div>