تبلیغات
علمدار جبهه - مطالب مطالب خواندنی
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
ویژه نامه پایگاه علمدار جبهه
علمدار جبهه
» یاران ناب
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه ای از یاران و مومنان ناب شیعه در این مجوعه به نمایش گذاشته میشود تا کمکی باشد برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بزرگان شیعه . هدف از تاسیس این بخش این است تا بدانیم که بزرگان شیعه اشخاصی همچون مالک اشتر؛سلمان فارسی؛عمار یاسر و... چگونه به این مقام والا رسیده اند.جهت اطلاع از آخرین مطالب این بخش در خبرنامه عضو شوید.
آرشیو کامل
حمایت از علمدار جبهه
پایگاه فرهنگی و مذهبی علمدار جبهه
 
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (007):
هیچ قومی مشورت نکرد مگر اینکه به ترقی و تکامل راه یافت.(امام حسن مجتبی(ع))

غلام جوانی را دید که داشت غذا می خورد و سگی روبه روی او نشسته بود. هر لقمه ای که می خورد، لقمه ای به سگ هم می داد.
پرسید: «چرا این چنین می کنی؟»
غلام جواب داد: «من خجالت می کشم که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند».
حضرت امام حسن مجتبی (ع) خواست به او پاداشی نیکو بدهد ؛ برای همین او را به دلیل این عمل نیک ، از مولایش خرید و آزاد کرد و باغی را که در آن کار می کرد، خرید و به او بخشید»


مربوط به موضوع : مطالب خواندنی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 12:50 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (006):
جدم حسین بن علی(ع) رکوع و سجودش طولانی بود.(حضرت امام مهدی(عج))

امام حسین(ع) نماز میخواند ؛ مردی از جلوی او عبور کرد ؛ یکی از یاران حضرت (ع) او را از این کار بازداشت .
چون سید الشهدا (ع) از نماز فارغ گشتند پرسیدند :«چرا او را نهی کردی؟»
عرض کرد :«ای فرزند رسول اکرم(ص) ؛ میان شما و محراب آشفتگی پدید می آورد.»
حضرت فرمودند :«وای بر تو! خدای متعال به من نزدیک تر از آن است که کسی میان من و او آشفتگی ایجاد کند.


مربوط به موضوع : مطالب خواندنی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 12:54 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (003):
شرافت به خرد و ادب است نه به ثروت و مال.(امام علی(ع))


پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) میگوید :«کسالت شدیدی بر من عارض شد و پزشکان از مداوای بیماری من ناتوان شدند . در آن هنگام پدرم , اندکی از تربت حضرت سید الشهدا(ع) به کامم ریخت و خود از کنار بسترم دور شد . در آن حالت دیدم که به سوی آسمان میروم کسی که به سپیدی می درخشید همراهم بود . چون که بالاتر رفتیم ناگهان دیگری از بالا فرود آمد و به همراه من گفت :« روح این شخص را به بدنش بازگردان ؛ زیرا که به تربت حضرت سید الشهدا(ع) استشفاء کرده اند.» در آن هنگام به همراه آن دو شخص نورانی به زمین بازگشتم . هنگامی که به هوش آمدم ؛ اثری از بیماری در من نبود.


مربوط به موضوع : مطالب خواندنی
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 10:41 .:. نظرات()
طراحی اختصاصی