تبلیغات
علمدار جبهه
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
ویژه نامه پایگاه علمدار جبهه
علمدار جبهه
» یاران ناب
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه ای از یاران و مومنان ناب شیعه در این مجوعه به نمایش گذاشته میشود تا کمکی باشد برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بزرگان شیعه . هدف از تاسیس این بخش این است تا بدانیم که بزرگان شیعه اشخاصی همچون مالک اشتر؛سلمان فارسی؛عمار یاسر و... چگونه به این مقام والا رسیده اند.جهت اطلاع از آخرین مطالب این بخش در خبرنامه عضو شوید.
آرشیو کامل
حمایت از علمدار جبهه
پایگاه فرهنگی و مذهبی علمدار جبهه
 
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
« :: بسم الله الرحمن الرحیم :: »

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَ یُضِلل اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُاَنامِن شَرِّ اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ وَ إَِیاکَ نَستَعینُ یااَبالغَیثِ اَغِثنی یااَبَاالَحَسَنَین اَدرِکنی یاسَیفَ اللهُ اَدرِکنی یابابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا قَهّارُتَقَهَّرتَ بِالقَهرِوَالقَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یاقَهارُ یاقاهِرَالعَدُوّ یاواِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یامُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَسَیفِ اللهِ القاتِلِ اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِوَاِلحُکُم اِلهٌ واحِدٌ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ اَدرِکنی یاغیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یااَمانَ الخائِفینَ یامُعینَ المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ ...

صرفا جهت اطلاع :: حسین را منتظرانش نکشتند ؛ بلکه کسانی که از علی«ع» کینه داشتند کشتند.

سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهید، حاج حسین خرازی به لقاء الله شتافت و به ذخیره ای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزی برای خدا و نبردی بی امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز کرد و بر آسمان رحمت الهی فرود آمد. او که در طول 6 سال جنگ قله هایی از شرف و افتخار را فتح کرده بود اینک به قله رفیع شهادت دست یافته است و او که هل من ناصر ینصرنی زمان را با همه وجود لبیک گفته بود اکنون به زیارت مولایش امام حسین (ع) نایل آمده است و او که در جمع یاران لشگر سرافراز امام حسین (ع) عاشقانه به سوی دیار محبوب می‌تاخت، پیش از دیگر یاران، به منزل رسیده و به فوز دیدار نایل آمده است. آری، او پاداش جهاد صادقانه خود را کنون گرفته و با نوشیدن جام شهادت سبکبال، در جمع شهدا و صالحین درآمده است. زندگی و سرنوشت این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه‌ای که در این وادی قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌ای ازتاریخ این ملت است. ملتی که در راه اجرای احکام خدا و حاکمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستکبرین، عزیزترین سرمایه خود را نثار می‌کند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگی‌های مادی زده پای در میدان فداکاری نهاده و با همه توان مبارزه می‌کنند و جان بر سر این کار می‌گذارند. چنین ملتی بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و 6 سال تحمل جنگ تحمیلی، نشانه‌های این فرجام مبارک را مشاهده می‌کنیم و یقینا نصرت الهی در انتظار این ملت مؤمن در مبارزه ایثارگر است.
بیانات امام سید علی خامنه‌ای 10/12/1365

قالب وبلاگ مذهبی ابزار وبلاگ مذهبی نوای آنلاین مذهبی آپلود سنتز طراحی اختصاصی




ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 15:59 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث(016):
آن کس که از روزگار آموخت هرگز فریب جهانیان را نخواهد خورد.(امام حسن مجتبی(ع))


یه بار از ایشون درباره حزب و مسئولین و مقام های سیاسی و ... سوال میکردم که ایشون «حاجی» جواب دادند :«كاری به خط و خط‌ بازی‌ها نداشته باشید ؛ ببینید امام چه می‌گوید ، مسیر امام كدام است ؛ اگر قبول دارید امام ولی فقیه هستند كه مسلماً هستند ، پس ما باید با او باشیم ؛ در خط ایشون باشیم ؛ هرچه گفت بپذیریم ، هركه را انتخاب كرد قبول كنیم ؛ اگر نماینده‌ای را برای منطقه‌ای برگزید ، مطیع نماینده او باشیم.»


مربوط به موضوع : وصیت و سخنان شهید
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 16:13 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث (015):
مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است«همه را دریابد»نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن در راه خداست.(حضرت امیر(ع))

قبل از عملیات کربلای 4 ؛ جلسه ای در قرارگاه مرکزی با حضور فرمانده کل سپاه وقت برگزار شد . در آن جلسه فرماندهان گردان های لشکر امام حسین (ع) هم حاضر بودند و می بایست فرمانده ی هر گردان ؛ طرح مانور خودش را توضیح دهد.
نوبت به شهید علی باقری که رسید بلند شد و گفت :«آقا محسن (رضایی)؛ کاری که ما می خوایم بکنیم ؛ اشکالاتی داره . این رودخونه ؛ عقبه ی چندتا لشکره ؛ اگه این عقبه تهدید بشه ؛ میدونید چه اتفاقی میافته؟ بستن این جا هم که کار سختی نیست.با آتش بارهای دشمن حتما هم اینطور میشه ؛ اون موقع چیکار باید بکنیم.؟»
محسن رضایی در جواب گفت:«شما چی کار به این کارا داری ؟ نقاط استراتژیک و این حرفا به شما ربط پیدا نمی کنه شما فقط مانور خودت رو بگو.» حاج حسین با شنیدن لحن آقا محسن ؛ گفت :« آقا محسن ؛ من نمیتونم به فرمانده گردان ها بگم نفهم !؟یا بگم به شما ربطش نیومده؟ من هیچ وقت نمیتونم به این ها بگم درک نداشته باشید و ...!.»
بعد هم رو به علی باقری کرد و گفت :«علی جان؛مانورت رو توضیح بده.»


مربوط به موضوع : خاطرات شهید
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 11:35 .:. نظرات()
علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث(014):
به خدا اگر دست راستم را هم قطع کنید دست از حمایت دینم بر نمیدارم.(حضرت علمدار کربلا(ع))


در عملیات کربلای 5 آمبولانس ها کفاف مجروحین رو نمیداد.ماشین های دیگر هم مشکل داشتند سقف بلند ماشین ها و نوردهی شان ؛ امکان استتار را از بین می برد و دشمن سریع آن را مورد هدف قرار میداد.به دستور حاج حسین ؛ سقف ماشین ها را برداشته و با آنها مجروح جابجا می کردیم. یک بار که میخواستیم برویم پیش رحیم صفوی ؛ ماشین پیدا نکردیم ؛ همه ماشین ها درگیر بودند ؛ یک ماشین مهمات برده بود خط ؛ یک ماشین مجروح برده بود عقب ؛ از هرکسی هم سراغ گرفتیم ؛ ماشین نداشت ؛ سقف تویوتای حاجی رو هم زده بودند و از ان هم استفاده میکردند.
فاصله مقر ما تا مقر فرماندهی آقا رحیم ؛ حدود هفتصد ؛ هشتصد متری میشد . حاج حسین وقتی دید ماشین گیر نمیاد ؛ گفت :«بیا پیاده میریم ؛ راهی نیست که.»
چون عجله داشتیم ؛ تند تند راه میرفتیم ؛ یک آن ؛ پای حاجی به یه سیم تلفن گیر کرد و نتونست خودش رو کنترل کنه و چون یه دست هم نداشت با صورت زمین خورد.به قدری این صحنه برایم تکان دهنده بود که حتی وقتی الان هم یادش میافتم دلم میسوزد.
باصورت به زمین خوردن حسین ؛ روضه ی زنده بود و من در انجا یاد لحظه ای افتادم که حضرت عباس (ع) بعد از اینکه دست از تنش جدا شد و با گرزی آهنی بر سرش زدند و ایشان از روی زین با صورت بر زمین افتادند و ...
« السلام علیک یا حسین خرازی ؛ العبد الصالح و المطیع لله و لرسوله و لامیرالمومنین »


مربوط به موضوع : خاطرات شهید
ادامه مطلب
نویسنده : خادم حاج حسین خرازی .:. تاریخ : 16:07 .:. نظرات()
طراحی اختصاصی